.
.
.
به هر زحمتی بود خودشو رسوند به اتوبوس و دوباره سوارش شد!
همه خوشحال بودن از اینکه اون برگشته
یه نفس راحتی کشید ودوباره شروع کرد
.
.
.
اما نه!
دیگه اتفاقایی که اونجا میوفتاد واسش جالب نبود
دیگه دوست نداشت همراهشون شعر بخونه
اونم شعر شیرینی هایی که از هم قاپیده بودن!
.
.
.
- بچه ها! یه لحظه ساکت!
اون بیرون خیلی قشنگه
: میدونیم بابا! از شیشه معلومه
-نه! خود خود اون بیرون خیلی قشنگه
: یعنی چی؟؟
-یعنی چه خوبه که پیاده شیم .....
یهو یکی حرفشو قطع کرد و گفت: اووووووووو! هرچی هست از اینجا معلومه.واسه چی پیاده شیم
یکی دیگه ادامه داد: اینجا خیالمون راحته که گرمه و امن.ا.ون بیرون معلوم نیست چه خبره
: تازه ما که راهو بلد نیستیم،بهتره همینجا بمونیم و بخندیم و بزاریم هرجا که اتوبوس میره بره
: اینا اثرات اون مدتیه که دور بودی،یه کم بمونی میفهمی که اینجا خیلی بهتره
: دست میزنیم و میخونیم و خوشیم تا برسیم!
- برسیم؟ کجا؟؟
: هر جا که اتوبوس بره
- پس اونجا که خودمون دلم میخواد چی؟
: فراموشش کن! ما یه مقصد بیشتر نداریم.اونم ایستگاه اتوبوسه.از اونجا دوباره سوار میشیم و میریم جاهای جدید
- که اتوبوس میبره؟؟
: خب آره
- اما من اون مدت که بیرون بودم خیلی جاها رو دیدم که شما ندیدین
: زیارت قبول! ( و همه زدن زیر خنده)
- اصلا تا حالا به معنی شعرهایی که میخونیم فکر کردین؟ واقعا دلتون نمیخواد از این مسیر برین بیرون؟ ببینین اونور درختها چیه؟ کیه؟ شاید مثل ما زیاد باشه.که پیاده شدن.که دنبال یه جای جدید میگردن.که....
: اگرم کسی پیاده شده باشه مطمئن باش مثل تو شوخی شوخی بوده و تا حالا یا دوباره به اتوبوسش رسیده یا داره دنبالش میدوئه
- یا شایدم مثل من بخواد دوباره پیاده شه
: دیوونه! چیکار میخوای بکنی؟
- میخوام پیاده شم، من باید بدونم اونور درختا چی میگذره.من باید برم جایی که خودم دلم میخواد
: اینجوری اگرم برسی کلی از ما عقب میوفتی
- شایدم زودتر برسم.اصلا شاید اونجایی که شما میرین نیومدم.شاید جای بهتری هم باشه
: شاید، شاید،شاید! همش که شد شاید!
حق با اونا بود.همش شاید بود.اما هر چی که بود فکرش هم از اونی که داشت به سرش میومد بهتر و قشنگتر بود
: ما دوستای توئیم، دوستا باید در همه لحظات با هم باشن
- هر کی دوست منه با من پیاده شه
( همه ساکت به هم نگاه کردن و .....)
- کسی نمیاد؟؟؟
.
.
و پادشاه ایستگاه اتوبوس اینبار نه از روی شوخی، بلکه با هدف پیدا کردن چیزای نو و تازه از اتوبوس پیاده میشد
کاشکی فقط اینقدر تنها نبود
* اما مهم نیست!